تبليغاتX
جوک 2006 -
جوک 2006
 
((به يه آقا ميگن باقمقمه يه جمله بساز.ميگه مركزاستان قم قمه.))


۲((تركه ميخوادبره مكه بااصرارازهمسايش ميخوادكه بااون بره.همسايه ميپرسه چرامنم بيام.ميگه اخه ميگن توادم خداشناسي هستي ومن تواون همه جمعيت چه جوري خدا روبشناسم.توبياخدارونشون بده برگرد.))


۳((يه روز يه رفته داشته ميرفته فكر ميكنه داره برميگرده))


۴((از تركه سوال ميكنن:حال شما خوبه؟ميگه:خيلئ ممنون تازه موكتش كرديم.))


۵((به تركه ميگن با مردان آنجلس جمله بساز . ميگه : دستشوئي مردان آن جلس))


۶((به تركه ميگن : شنيدم دخترتو شوهردادي؟
ميگه آره ميگن به كي؟ ميگه غريبه نيست دامادمونه))يه روز يه تركه ميره



۷((يه روز يه تركه ميره جهنم بمب ميذاره همه شهيد ميشن ميرن بهشت))


۸((يه روز يه ترکه مي ره غواصي ، بعد طرف مقابل مي گه ببخشيد شما ترک هستي. ترکه مي گه از کجا فهميدي. طرف مي گه آخه جاي کپسول اکسيژن، کپسول آتش نشاني رو آوردي))


۹((به اصفهانيه ميگن با اسدالله جمله بساز ميگه كمرم اسدولا نيميشه))


۱۰)تركه ميره استخر مايوش سوراخ بوده غرق ميشه.


۱۱)يه تركه ميره وام بگيره ضامن نداشته منفجر ميشه!!!


۱۲)يه روز يه تركه ميره راهپيمايي مي بينه شلوغه برمي گرده .


۱۳)يه عرب باديه نشين بايه ايروني شرط ميبنده درعرض يكساعت شصت تاموش وبچه سوسماربخوره.وقتي شصتمي روميخوره ايرونيه ميگه اينكه ازيه ساعت بيشترشد.عربه هم عصباني ميشه ميگه اصلا قبلي هاخلاص.مجدداازاول شروع ميكنم.


۱۴)يه تركه ميره مكه يه (متر)باخودش ميبره.ميگه انقده ميگن خدابزرگه. خدابزرگه.ميخوام اندازشوبگيرم ببينم چقده.


۱۵)تركه مشروب مي خوره شنگول مي شه گرگ مياد مي خوردش


۱۶)يه نوناي ترك مياد تهران و بهش يه سنگكي ميفروشن بعد از اينكه سنگكي رو ميخره ميده تنورشو اسفالت ميكنن! 


۱۷)يه روز يه تركه ميره مغازه مي گه نوشابه خانواده داريد
ميگه بله

ميگه به مجر د ها هم ميديد


۱۸)يك روز يك الاغه به چشمهاش لنز ميزنه ميره توي جنگل ميبينه حيوونهاي ديگه خيلي بهش نگاه ميكنند ميگه چيه تا حالا تو عمرتون آهو نديدين


۱۹)زن:مرد چرا كولر نميخري؟
مرد:بابا به درد نمي خوره اون هايي هم كه دارن گذاشتن رو پشت بوم


۲۰)يك روز خروسها تظاهرات ميكنند از انها ميپرسند چرا تظاهرات ميكنيد جواب ميدهند اخه اگر شما بوديد ناراحت نمي شديد ناموستان رالخت وبرهنه پشت ويترين بگذارند


۲۱)يه روز به يكي ميگن با لوبيا جمله بساز ميگه كوچولوبيا!!!!!


۲۲)يه روز به يه تركه ميگن يه معجزه بكن ميگه:ق


۲۳)يه تركه ميره خونه ي خدا ميبينه دور كعبه پارچه ي سياه كشيدن... ميگه :واااااااااااااي خداااااااااااا....


۲۴)كره خرازمادرش مي پرسه ما كه مثل اسبيم پس چرا هميشه سرمون پائينه ميگه مادر مگه تركها براى ما ابرو گذاشتن كه سر مونو بالابگيريم


۲۵)يه روز يه توركه ميخواسته بره سر قبر مادرش . كمپوت ميخره مي بره
( بيمزه بود نه)


۲۶)يه روز يه اقا مي ره به حمام وبه موهاش بدون اينكه خيس بكنه شامپو مي زنه
ازش سوال ميكنند چرا اينكار را كردي
ميگه :آخه روش نوشته براي موهاي خشك


۲۷)يه روز يه مارمولك مي ره مشهد بهش ميگن مش مولك


۲۸)ترك ميره موزه لوورخسته ميشه روي يه صندلي خالي ميشينه.مامورموزه ميادميگه بلندشواين صندليه ناپليونه.تركه ميگه عيبي نداره هروقت اومدبلند ميشم.


۲۹)يه اصفهاني موز ميخوره معدش تعجب ميكنه


۳۰)به تركه ميگن خدا رو ميشناسي ميگه: هركي هست اباالفضل نگهدارش باشه


۳۱)تركه از خواب مي پره پاش ميشكنه


۳۲)به تركه ميگن كره خر ميگه من ديگه بزرگ شدم


۳۳)يه تركه مهم ميشه زيرش خط ميكشن تو امتحان مي ياد


۳۴)وقت زلزله بم از تبريز جند تا غواص اومده بودن بم بهشون ميگن اينجا زلزله اومده چرا غواص فرستادن؟ ميگن : والا گفتن عمق فا جعه زياده اومديم عمق فاجعه رو اندازه بگيريم


۳۵)يزديه میره پيشه یه اقاه ميگه اقاچرا برا ما جوك درست نميكني هر چي جوكه برا اين تركا درست مي كني
اقاه ميگه بابا اين تركه خرن خوب خودشون سوتي مي دن
يزديه ميگه بابا حالا يكي هم برا ما درست كن
اقاه مي گه خب باشه برو وسط بيابون قلاب بنداز ماهي گيري كن
يزديه فرداش مي ره وسط بيابون ماهي گيري تا قلاب مي ندازه يه تركه با قايق موتوري از بقلش رد ميشه


 اینم یکسری جوک جدید ترحتما بخوانید: با تشکر محمد


 

۳۶)يروز يه هزارپايي از درخت مي افته مي گويد اخ پام اخ پام ...


۳۷)يه روزي يه تركه دماغش از سمت راست مي ياد ازسمت چپ دست ميكنه . ميگن چرا ؟ مي گه براي اينكه غافل گيرش كنم


۳۸)يك روز يه ماهي مي افتد توي ماهي تابه از خجالت سرخ مي شود


۳۹)به تركه ميگن با(كوچه)يه جمله بساز.ميگه نون بربري باكوكوچه خوشمزست.


۴۰)تركه شب منزل فارسه ميمونه ومسواك نداشته.صبح صاحبخونه ميگه ببخشيديادم رفت ديشب بشمامسواك بدم.تركه ميگه ناراحت نباشين من دندوناموبااون مسواك بزرگه كه كنار توالت گذاشتين مسواك كردم.


۴۱)يك روزیک تركه جوهر خودكاريش تموم مي شه ترك تحصْيل مي كونه



 

۴۲)يك روز يك بچه تركه به باباش ميگه بابا چرا به تركا ميگن خر
باباش ميگه برو يك ملاقه و يك قابلمه از آشپزخانه بياور
.
پدر با ملاقه ميزنه به ته قابلمه ، پسره ميگه بابا من برم در رو باز كنم ، باباش ميگه ديدي ، واسه همينه ميگن تركا خرند . قابلمه را تو نگهدار من برم ببينم كيه در ميزنه !!!!!!!


۴۳)عنكبوته قرص اكس ميزنه .ميره ژاكت مي بافه


۴۴)به مشهديه ميگن باموتور يه جمله بساز ميگه چن وقته به مو تورديگه نگاموكوني.


۴۵).به يك مرغه ميگن به جون بچه ات قسم بخور ميگه به تخمم!


۴۶)رفت وروب ميرن مشهد يكيشون مش رفت ميشه واون يكي مشروب ميشه


۴۷)به تره مي گن ازچه لبي خوشت مي ايد مي گه از لب جوب


۴۸)يه روز يه مخه داره پشت سر يه تركه راه مي ره مي گه بگو منو كم داري بگو بگو منو كم داري بگو


۴۹)يك روز يك كچلي مي ره سلموني همه به اون خنديدند
كچل گفت:چرا مي خنديد اومدم اب بخورم


 سلام ببخشید که دیر اومدم ولی این بار با یکسری جوک جدید اومدم حتما بخوانید!!


۵۰)يك روز خونه ي يك تركه 2تا دزد ميره.تركه به 220 زنگ ميزنه


جوکها و خنده ها(2)!!!!
۵۱)يه روز يه گوسفند اكس ميخورهميره كنار خيابون ميگه دربست كشتارگاه!!!


۵۲)يه روز به يك معتاده ميگن با(47)و(48)جمله بساز
ميگه!:چلا هشتي ناراحت(=48)چلا حف نميزني(=47)

۵۳)يه تركه هوس ميكنه روي برفا پياده روي كنه.براي اينكه ليزنخوره زنجيرچرخاي ماشينشوميبنده به پاهاش!


۵۴)ترك ميره تولوله اتل متل توتوله


۵۵)يه روز به يه پسرََََميگن جلوي پمپ بنزين سيگار نكش مي گه من جلوي بابام هم سيگار مي كشم !!!!


۵۶)ترکه زنشا میکشه میره مرحله بعد!!!


۵۷)يه فارس ويه ترك باهم ميرن تواب چي ميشه؟فارس ترميشه.ترك چي ميشه؟ (ترك هم تواب ترميشه.خربودوخرترميشه)!!!


۵۸)توپاي يه تركه ميخ ميره نميتونست درش بياره همونجاكجش ميكنه!!!


۵۹)يه روز تركه البرادعي رييس سازمان اژانس اتمي رو ميبينه ميگه اقا ببخشيد شما دكتريد يارو ميگه اره تركه مي گه شما اگه دكتريد چرا تو اژانس كار ميكنيد !!!!


۶۰)يه بار دو تا بسيجي باهم ازدواج ميكنن . ماه عسل ميرن جبهه!!!!!!!..........!!!!


۶۱)حمام=زنده شورخانه يا پاكستان.!!!


۶۲)به يه تركه گفتن چون زمستونه اگرميخواي باماشينت بري سفرباخودت زنجيرببر.تركه گفت اي باباحالاتواين برف وسرماتوجاده كي حوصله داره(زنجيرزني)كنه.!!!!


۶۳)يه عرب باديه نشين يه بته خارگنده ازتوي صحراميكنه وميبره تويه مغازه ميگه برام قشنگ كادوپيچش كن چون تولدشترمه ميخوام بهش هديه بدم.!!!!!


۶۴)يه تركه روزعيدقربون امسال سفره هفت سين چيده بودوتمام مدت پاي راديونشسته بودببينه كي سال تحويل ميشه.!!!!


۶۵)تركه پول قديمي پيدا مي كنه,ميره نونوايي ميگه:دو تا نون مي خواستم .يارو نانوايي ميگه: اين كه خيلي قديميه.
تركه ميگه 3شو بگير كه من ماكسيميليانوسم!
!!!


۶۶)هر روز يه تركه زنگ كليسايي رو ميزده و در مي رفته . پدر روحاني تا در روباز مي كرده هيچ كس نبوده . يه روز پشت در مخفي مي شه تا ببينه كيه در مي زنه . از قضا تركه دوباره مي ياد كه زنگ بزنه كه پدر روحاني موچش را مي گيره . تركه براي اينكه ضايع نشه مي گه ببخشيد عيسي خونست !!!!.


۶۷)يه روز يه تركه ميخوآسته يه زيردريايي رو غرق كنه ميره در ميزنه و در ميره.!!!


۶۸)يه عرب باديه نشين يه گربه ميبينه.مي پرسه اين چيه؟ميگن گربه.ميگه كارش چيه؟ميگن موش ميگيره ميخوره.عربه ميگه(اي رقيب اي دشمن من.!)!!!!


۶۹)تركه خوشحال به دوستش :ديروز اخر پازلمو درست كردم.
دوستش:چقدروقت گذاشتي؟
تركه؟دو سال.
دوستش:دوسال؟!خيلي زياده
تركه:نه خره خيلي هم زوددرستش كردم چون روي جعبه اش نوشته شده بود:از دو تا سه سال!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 ۷۰)تركه به غضنفر تركه:برو پايين ببين چراغ راهنماي ماشين كار ميكنه يا نه؟غضنفر تركه :روشنه حالا خاموش شد روشن شدخاموش شد روشن شد خاموش........ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


۷۱)يه روز به يه تركه ميگن با قباد جمله بساز ميگه بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اينجا...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



۷۲)يكروز مردي سوارخرش مي شودوخراو را به زمين مي اندازد مرد مي گويد دادارو دادارو!!!


۷۳)تركه تصادف ميكنه وبايدسريع عملش ميكردن.در حال بردنش به اتاق عمل ازش ميپرسن:همراه داري؟جواب ميده:اره ولي خاموشش كردم!!!

 


۷۴)يه عرب باديه نشين ازعيالش ميپرسه امشب شام چي داريم.عيالش ميگه خوراك ملخ.عربه ميگه پاشوچندتاموش چاق وچله هم قاطيش كن كه مهمون داريم.بذارغذامون ابرومندانه باشه!!!!


۷۵)يه بسيجي ميره مكه باخودش ارپي جي ميبره.ميگه ميخوام بزنم يكباره شيطونوداغون كنم.بااين سنگريزه هاازرونميره.


۷۶)روزي يك كره خر از مادرش ميپرسد: مادر گورخرها چه نصبتي با ما دارند؟ مادر جواب ميده اونها بچه هاي خاله’ ما هستند. كره خره ميپرسه فلان حيوان. مادر به او جواب ميده: فلان نصبت. دوباره كره خره ميپرسه مادرپس لرها چه نصبتي با ما دارند؟ مادر جواب ميدهد: واي واي بچه جون دست از سردلم بردار اين لرها مدتهاست ميخواهند بزور خودشون به ما نصبت بدن ما قبول نكرديم




 سلام دوستان عزیز یک سری جوک جدید براتون آوردم که بخوانید.

البته باید بگم که این جوکها گلچین شده اند وبا خیال راحت میتوانید انه را بخوانید!!!

پس با هم میخوانیم: 


۷۷)تركه ميافته تو دره، Game Over ميشه!!


۷۸)تركه يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
۷۹)تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلي!!!
۸۰)تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

۸۱)اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!


۸۲)تركه تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!!


۸۳) به تركه مي گن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!


۸۴)تركه مي خواست نماز بخونه مهر نداشت امضا كرد !!!


۸۵)از ترکه می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!


۸۶)به ترکه می گن برو يه کيهان (روزنامه) بخر.ده دقيقه بعد با يه خر بر می گرده!
می گن اين چيه رفتی گرفتی؟!
می گه کيهان نداشت همشهری گرفتم !!!


۸۷) ترکه با رشتيه دعواش می شه.يه چک می خوابونه زير گوشش!
رشتيه هم غيرتی می شه و می گه يا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمين!
ترکه پا می شه و می گه:
((( اين خيلی نا مرديه! ۶ نفر به يه نفر!!! )))


۸۸) يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!!!


۸۹) تركه مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!!!


۹۰) يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!


۹۱)تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟!!


۹۲) تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!




۹۳)تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟
تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!



۹۴)تركه كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!


۹۵) تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!



۹۶)تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!


 ۹۷)تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!


۹۸)يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!


۹۹)به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!


۱۰۰) به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد


جوکها وخنده ها(3)!!!!
)تركه داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!


 
۱۰۲)به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!


 
۱۰۳)عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!


۱۰۴) يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!



۱۰۵)تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!


۱۰۳) تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!


۱۰۴) از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!


۱۰۵)تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!




۱۰۶)تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!!



۱۰۷)به تركه ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌




۱۰۸)به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!




۱۰۹)تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!




۱۱۰)اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!!!



۱۱۱)تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!!!




۱۱۲)تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!!!



۱۱۳)تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!



۱۱۴)از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!




۱۱۵)تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!



۱۱۶)تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.
تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!


 ۱۱۷)تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟!
يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!!!




۱۱۸)دانشمندان يه دستگاه خر سنج ميسازن، از يك رشتيه و عربه و تركه هم دعوت مي‌كنند كه دستگاهو روشون آزمايش كنند. اول رو رشتيه آزمايش مي‌كنند،
ميگه:‌ پنجاه درصد خر. بعد رو عربه آزمايشش مي‌كنند، ميگه: نود و پنج درصد خر!
تركه خوشحال ميشه ميگه:‌ خوبه اينا از ما هم خرترن، بعد نوبت تركه ميشه، دستگاه ميگه: صد رحمت به خر!!!



۱۱۹)تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه.
ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!!!



۱۲۰)تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!



۱۲۱)تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!



۱۲۲)تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!



۱۲۳)از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!



۱۲۴)تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!


۱۲۵)به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!




۱۲۶)تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!


۱۲۷)تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌ واستا!!
پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو!!!



۱۲۸)تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!!



۱۲۹)تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!


۱۳۰)تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!


۱۳۱)تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!



۱۳۲)به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!!!


۱۳۳)تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!



۱۳۴)تركه ادعاي ميغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!



۱۳۵)تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!




۱۳۶)يك سري از دانشمندا داشتن روي مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضي دان را انتخاب مي كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحي ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكي ميشن، اين سري جراحي ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتي بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكي...اوچ...دورد...بش....التي....يدي!!!



۱۳۷)تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!



۱۳۸)تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!


۱۳۹)تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!!



۱۴۰)تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!




۱۴۱)تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!



۱۴۲)از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه!!



۱۴۳)تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!




۱۴۴)تركه از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!



۱۴۵)تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!


۱۴۶)تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!


۱۴۷)از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي؟! آبيش!!!




۱۴۸)تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!!




۱۴۹)تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!!




۱۵۰)به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت
!!!

جوکها وخنده ها(4)!!!!
۱۵۱)تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است...
‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟
!!!


۱۵۲)تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟
!
تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد
!!!



۱۵۳)تركه مي خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش
!!


۱۵۴)تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست
!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!! (فرستنده: امير22
)



۱۵۵)به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن
!




۱۵۶)تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره
!!


۱۵۷)تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره
!!!
از تركه ميپرسن: ميدوني USA
مخفف چيه؟
ميگه: يوم‌الله سيزده آبان
!!


۱۵۸)تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در
.
خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزئه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز
!!!‌


۱۵۹)تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟
!
يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن
.
تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟
!!


۱۶۰)از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟
تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني
!!!


۱۶۱)تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر
.
باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟
!!!


۱۶۲)دو تا تركه ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
!!!



۱۶۳)به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم
!!!



۱۶۴)تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن
!!!


۱۶۵)آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده
.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده
!!!


۱۶۶)تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟
!
تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم
!!!



۱۶۷)ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه
.
خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه
!!!


۱۶۸)بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون
!!!



۱۶۹)از تركه ميرسن: اسمت چيه؟ ميگه: حمزه، ولي توخونه شيش كوچولو صدام ميكنن
!!



۱۷۰)(يوخده بريم تو نخ تريپ بيست‌ سوالي!) ترکه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن که: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه،
تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: ...ها! پس حتماٌ برج ايفله
!!!


۱۷۱)تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن
!!!


۱۷۲)تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،
ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم
!!!



۱۷۳)ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟

تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم
!!!



۱۷۴)تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم
!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو
.
تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه
!!!


۱۷۵)تركه ميره ديسكو، همة پولاشو شاباش ميده
!!




۱۷۶)به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟
!!



۱۷۷)ترکه برای کمک به انتفاضه سنگ پست می کرده
!!!


۱۷۸)يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه،
فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد
!!!


۱۷۹)سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم
!!!
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره
!!!


۱۸۰)(شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده
!!!

۱۸۱)تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد
!!!


۱۸۲)تركه خوابش سنگين بوده، تختش ميشكنه
!!!


۱۸۳)تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره
!!!


۱۸۴)به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟

ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!



۱۸۵)تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه
!!!


۱۸۶)تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه
:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور
.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور
.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور
!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده
.
خلاصه اونقدر التماس ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه
:
خانوادة دكتر ارنست
...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور
!!!


۱۸۷)تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد
!!!


۱۸۸)تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟

تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره
!!
كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره
!!!

۱۸۹)تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده
.
بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره،
ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!

۱۹۰)تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!


۱۹۱)تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر و مادر ميده!!


۱۹۲)رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟
تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال


 ۱۹۳)يه تركي ميفته تو جوب برااينكه ضايع نشه صدا حلبي ميده

۱۹۴)يه روز يه ترك مي افته تو اب زنگ مي زنه
۱۹۵)يه روز يه تركه مي ره كوچه بن بست خود كشي مي كنه
۱۹۶)يه عربي ميره 206 ميخره شكمش گير ميكنه به فرمون ميگه اقا يه 207 بدهاز اونجايي كه لرها بود را بيد ميگن.....
به لره ميگن با بيد جمله بساز ميگه:
در مله ما درخت "بيد"بيد
۱۹۷)روز 1 جوجه با مامانش دعواش ميشه ميره بيرون ميشينه ميزنه تو سرِِِش ميگه گربه بيا منو بخور!!!!!!!!!!!!
 

جوکهاوخنده ها(5)....

۲۰۱)يه روز يه تركه مي ره درمانگاه كه آمپول بزنه. آقاهه مي گه : طرف راستتون بزنم يا چپتون؟ تركه مي گه: آقامنو سياسي نكن!!!


۲۰۲)تركه پول نداشته دماغ عمل كنه مي گيره بالا تافت مي زنه!


۲۰۳)اون تر كي كه بي پول شده بودوميخواست صرفه جوئي كنه،ميده فندك بنزيني اش روگازوئيلي كنن!


۲۰۴)يك روز به يك كلاغه ميگن 2×2 چند تا ميشه گفت غار تا


۲۰۵)مرد:قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهام دوست نداري؟
زن:هزارتومن بده تا قسم بخورم


۲۰۶)تركه تي شرت تايتانيك مي پوشه ميره دريا غرق ميشه


۲۰۷)روزي راننده كاميون به يه پيچ رسيد دولا شد اونو برداشت


۲۰۸)تركه سرشو قير گوني كرد بهش گفتن چرا؟
گفت آخه بينيم چكه مي كرد


۲۰۹)تركه ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير پس يه بسته كوبيده بدين!


۲۱۰) يك روز يك سوسكه عاشق ميشه ميره خواستگاري بهش جواب نه ميدن شب پيش دمپايي ميخوا به! پايان


۲۱۱)تركه يه نفرو توي خيابون ميبينه وميپرسه ببخشيد شما علي پسر ممد آقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مآمور بود؟
پسر گفت : چرا
تركه گفت : ببخشيد اشتباه گرفتم


۲۱۲)تركه چهار تا قالب صابون ميخوره به مرز خودكفايي ميرسه


۲۱۳)تركه نبض بيمارو گرفت گفت: نمي دونم بيمار مرده يا ساعت من خوابيده!


۲۱۴)تركه ميرسه مي خورنش


۲۱۵)تركه عقب عقب راه ميرفته
بهش ميگن چرا اينجوري راه ميري؟
ميگه بچه ها ميگن از پشت شبيه آلن دلونم


۲۱۶)از تركه ميپرسن 17 شهريور چه روزيه؟
يكم فكر ميكنه ميگه: فكر كنم 15 خرداد باشه


۲۱۷) به يه نفر ميگن با توكيو جمله بساز,ميگه من زنم را دوست دارم تو كيو.


۲۱۸)يه بسيجي جائي مهمون شده بود.اخرشب ميزبان ازش اجازه ميخوادتايه نوارگوگوش بذاره.بسيجيه تورودرواسي گيرميكنه وبعدازقدري ترديدميادروي عكس گوگوش(جلدنوار)باماژيك ريش وسبيل ميكشه وميگه حالا ديگه گوگوش مردشدومنع شرعي نداره!


۲۱۹) يه تركه بدجوري ماشينش توبرف گيركرده بود.تلفن ميكنه امداد.ازش ميپرسن يخ شكن داري؟ميگه نه،ولي توخونه قندشكن دارم!


۲۲۰)به تركه مي گن فرق هويج وبلال چيه فكر مي كنه مي گه بلال تو جنگ احد بود ولي هويج نبود


۲۲۱)به تركه مي گن چرا زن سياه گرفتي مي گه براي محرم خوبه


|+| نوشته شده توسط مهدی آملی در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385  |
 
 
بالا